تبليغاتX
ای غایب از نظر بخدا میسپارمت با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم خدایابه تو پناه میبرم که از آنچه نمیدانم سخن بگویم و راه جویان را همچون خویشتن در تیه گمراهی و ضلالت سرگردان سازم صحیفه سجادیه

به گزارش تابناک آیت الله جوادی آملی در سخنان مهمی بهترین

راه نجات از شرایط فعلی را تقوا توصیف کردند و ...

اما قبل از خواندن بیانات حضرت استاد بهتر است مطلع باشید که

حضرات امینی و استادی و آیةالله جوادی آملی بعد از وهنی که

از سوی برخی عوامل تندروی طرفدار یک کاندیدا بعد از اتمام

نماز جمعه -به امامت آیةالله جوادی-علیه آن مرجع عظیم الشان

شکل گرفت حاضر به اقامه نماز جمعه قم نشده و خواستار تلطیف

فضای نماز جمعه و حفظ روح اتحاد در آن شده بودند.لازم به ذکر

است مفسر عالیقدر قرآن و تئوریسین بزرگ ولایت فقیه در

خطبه های نماز جمعه قم که پس از مناظره تاریخی-این تاریخی

که می گم در مقام وقاحت هست و جنبه ذم دارد نه حمد!!!-

ایراد شد با تشبیه اتفاقات حال حاضر به زمان مشروطه توهین

به روحانیت را اولین گام انحراف از مسیر الهی دانسته و با

هشدار از عذاب الهی همه را دعوت به تقوا نموده و از نامزدها

خواستند که حکم الهی را در سخنان خود رعایت کنند(!)

که مشروح خطبه ها در سایت موسسه اسرا برای مطالعه

قرار دارد و اما ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه 8 تیر1388 |

نوشته زیر از نوشته های آیةا...جوادی آملی(روحی فداه)برگزیده

 

شدند.چون بیانات حضرت استاد(که خدا از عمر ما بکاهد و بر

 

عمرش بیافزاید)کاملا بین و روشن است از هر توضیح و دخل و

 

تصرفی اجتناب می کنم امید است بیانات ایشان راهگشای دین و

 

دنیای ما باشد.البته تذکر یک نکته را ضروری می دانم و آن تطبیق

 

شرایط کنونی جامعه مان با این بحث است.

           آیت الله جوادی در سجده عبادت

پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي كه ملّت ايران آزاد شدند،

 

رها شدگان از حدّ و بند به چند دسته تقسيم شدند؛ دسته‌اي

 

ندانستند كه اين زنجير و بند را به دست و پاي چه كسي بزنند.

 

لذا، آن را به دست و پاي دين زدند و دين را در قيد و بند و زنجير

 

كشيدند. گروه ديگري قيد و بندها را به دست و پاي طغيان و

 

سركشي‌ها زدند؛ زيرا مي‌دانستند كه هر طغياني زمينهٴ‌ تشكيل

 

نظام طاغوت است. برخي نيز قيد و بندها را از دست خود برداشتند

 

و به دست و پاي كسي نبستند؛ بلكه بي‌تفاوت ماندند همين امر،

 

فرايند انقلاب پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) در صدر

 

اول اسلام است. از اين‌رو، اميرالمومنين (عليه‌السلام) به مالك

 

اشتر مي‌فرمايد: فإنّ هذا الدّين قد كان أسيراً فى أيدى الأشرار،

 

يُعمَل فيه بالهوي و تُطلب به الدنيا (1)؛ اين دين، در دست اشرار

 

و بدكاران اسير و گرفتار بود و در آن، به ميل و هوا رفتار مي‌شد و

 

آن وسيلهٴ‌ دنيا طلبي قرار مي‌گرفت.

به ديگر سخن، انقلابي به وسيله پيامبر اسلام (صلي الله عليه و

 

آله و سلم) شكل گرفت و مردم از قيد و بند بت‌پرستي و ثَنَويت

 

جاهلي آزاد شدند و پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) دستور

 

داد تا بت‌ها را خُرد كردند و مسجد الحرام و كعبه را از لوث آن‌ها

 

پاك و طاهر ساخت و همهٴ‌ بت‌ها را نزد باب بني‌شيبه دفن كرد و

 

فرمان داد كه حاجيان از اين باب، وارد مسجد الحرام شوند تا

 

مسألهٴ‌ بت و فرهنگ بت‌پرستي براي هميشه در زير پاي

 

موحّدان قرار گيرد.

در اين ميان، گروه فراواني دانستند كه همهٴ‌ مشكلات اجتماعي

 

و ديني آنان از همين بت‌ها و شرك و كفر به وقوع پيوسته است.

 

از اين‌رو، موحّد شدند. گروه ديگري از اين آزادي، بهره‌برداري

 

صحيح نكردند و بي‌تفاوت ماندند، و گروه طغيان كه هنوز رسوبات

 

جاهلي در جانشان نشسته بود و سايه‌هاي جهالت بر روحشان

 

افكنده بود، اسلام ظاهري آوردند ـ مانند امويان و مروانيان ـ

 

چنان كه اميرمؤمنان (عليه‌السلام) دربارهٴ‌ آن‌ها فرمود: ما

 

أسلموا ولكن استسلموا (2).

 

اين گروه، مسلمان نشدند، بلكه تظاهر به اسلام كردند و در

 

فرصت مقتضي، قيد و بندهايي كه بايد به دست و پاي

 

طاغوت‌ها و شيطان‌ها و ابليس‌ها بگذارند، بر گردن دين زدند و

 

به دست و پاي شريعت بستند و شريعت را به زنجير كشيدند و

 

در اسارت نگه داشتند و از اسلام راستين انتقام گرفتند؛ چنان‌

 

كه يزيد گفت: نه دين و وحي‌اي آمد و نه قرآني نازل شد: فلا

 

خبر جاء و لا وحى نزل.

 

امويان به خيال خام خود، پس از دربند كردن دين و به زنجير

 

كشيدن آن، پنداشتند كه دين را اعدام كردند و به زعم خود،

 

دين را كه بازيچه مي‌دانستند، از بين بردند؛ ولي امام سجاد و

 

زينب (عليهماالسلام) در صحابت سالار شهيدان و با رهبري آن

 

ذات مقدس، دين را زنده كردند و غل‌هاي سنگين و زنجيرها را از

 

دست و پاي دين باز كردند و آن‌ها را به درب خانهٴ‌ ناميمون

 

بني‌اميّه و بني‌مروان زدند و براي ابد رسوا و منكوبشان ساختند.

از امام سجاد (عليه‌السلام) در دروازهٴ‌ شام پرسيدند كه در اين

 

پيكار، چه كسي پيروز شد؟ فرمود: اگر مي‌خواهي بداني كه

 

چه كسي پيروز شد، هنگام نماز، اذان و اقامه بگو: عن أبى

 

عبداللّه (عليه‌السلام) قال: لما قدم على بن الحسين و قد

 

قُتل الحسين بن على(صلوات اللّه عليهما) إستقبله إبراهيم

 

بن طلحة بن عبيداللّه وقال: يا على بن الحسين من غلب؟ و

 

هو يغطّى رأسه و هو فى المحمل قال: فقال له على بن

 

الحسين: إذا أردت أن تعلم من غلب و دخل وقت الصلاة فأذّن

 

و أقم (3)؛ يعني اذان و اقامه بگو تا معلوم شود كه اشهد أن

 

محمداً رسول اللّه به بلنداي جهان بشريت، طنين انداز است و

 

فرهنگ او سر تا سر گيتي را در مي‌نوردد.


1
. نهج البلاغة، نامهٴ‌ 53.
2. همان، نامهٴ‌ 16.
3. بحارالأنوار، ج 45، ص 177.
وحي و نبوت، ص 187-189

منبع:سایت اسرا

 

نوشته شده توسط مسلم در دوشنبه 8 تیر1388 |