تبليغاتX
ای غایب از نظر بخدا میسپارمت با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم خدایابه تو پناه میبرم که از آنچه نمیدانم سخن بگویم و راه جویان را همچون خویشتن در تیه گمراهی و ضلالت سرگردان سازم صحیفه سجادیه
 

 

هيچ كس به اندازه حضرت امام راحل (قدس سره) خطر

 

استكبار را درك نكرد. او كفر را محكوم مي كرد، ولی

 

می فرمود: اگر «كافر» از مرز كفرش نگذرد، مي توان

 

با او زندگی مسالمت آميز داشت؛ چون كافر به خود

 

ستم می كند، امّا «مستكبر» را هرگز نمی توان تحمّل

 

كرد. قرآن كريم در باب استكبار زدايی می فرمايد: با

 

سران كفر بجنگيد: امّا نه چون آنها كافرند، بلكه چون

 

قدرتهای استكباری تابع احترام قطعنامه ها، سوگندنامه ها،

 

قراردادها و پيمانها نيستند.

 

- بنیان مرصوص، ص275

 

حضرت آیت الله جوادی آملی              

 

نوشته شده توسط مسلم در چهارشنبه 13 آبان1388 |
 

به انسان دستور داده اند مراقب شؤون ظاهر و باطن

 

خود باشد؛ يعني نفس خود را زير نظر بگيريد و از آن

 

حساب‌رسي داشته باشد. در اين صورت اگر خلاف‌ها

 

بيش از صواب‌ها باشد بايد نقصان را جبران كرد و اگر

 

صواب‌ها بيشتر باشد بايد شكرگزاري كرد؛ ضرورت

 

مراقبت براي آن است كه انسان موجودي است كه

 

هر آن احتمال سقوط دارد و از ياد قيامت فاصله

 

مي‌گيرد. خداي سبحان به پيامبر گرامي اسلام

 

(صلي الله عليه و آله و سلم) سفارش اكيد دارد:

 

«فلا يصدّنّك عنها مَن لا يؤمِن بها و اتّبع هواهُ

 

فترْدي «﴿1﴾؛ زنهار مردمي كه به قيامت ايمان ندارند

 

و پيرو هواي نفسند تو را از آن روز هولناك باز ندارند و

 

غافل نكنند وگرنه هلاك خواهي شد. هواي نفس

 

انسان را هم از توجه به مبدأ باز مي‌دارد هم از عنايت

 

به معاد.

 

 

 

1 ـ سورهٔ طه، آيهٔ 16

 

معاد در قرآن، ص 34 ـ 35.

 

 

10/08/87  

-----------------------------------------------------------------------------

مساله امامت-سخنراني در جلسه درس اخلاق به مناسبت سالروز ميلاد حضرت امام رضا (ع) ـ قم؛ يكم آذر 1386

 ----------------------------------------------------------------------------

                  مجله اسراء

                            مجله الکترونیکی اسراء

 

التماس دعا...

نوشته شده توسط مسلم در شنبه 9 آبان1388 |

هو العاشق و المعشوق و العشق

 

نام شیرین تو هر گمشده را درمان باد

 

چه می توان سرود از حقیری این چنین...؟!!

 

با سلام؛چون تو حال و هوای نوشتن نبودم یه قطعه

 

کوچک خیلی زیبا از دکتر شفیعی براتون می نویسم:

 

 

 

...وین سوی

 

                          در بی چراغی ها؛

 

                نگاهم

 

                                 مثل قیری

 

                                              می چکد بر خاک

 

 

 

 

افسوس

 

                    سوزد چراغ آن سوی

 

 

   و من در ظلمت این سوی

            

                                            بی دیدار!

 

التماس دعا...

 

نوشته شده توسط مسلم در یکشنبه 3 آبان1388 |

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

 

حکومت فرادینی،ضعف دین در ارضای حکومت،

 

ولایت فقیه یا استبداد صالحان،حکومت دینی یا

 

دیکتاتوری اسلامی و....

 

مباحثی هستند که کم وبیش در قبل و بعد از

 

انقلاب اسلامی در ایران از سوی برخی فعالان

 

سیاسی و روشنفکران به اصطلاح دینی مطرح

 

شدند.

 

 

این مباحث شامل موضوعاتی بودند که تز اولیه

 

و عملی آن قبل از انقلاب وتوسط حضرت امام

 

خمینی-قدس الله نفسه الزکیه-پس از تبعید به

 

عراق در حوزه های نجف مطرح و تدریس شدند و

 

بعدها پس از سقوط حکومت فاسد پهلوی تحت

 

نام "جمهوری اسلامی" بصورت یک شیوه حکومتی

 

در معرض همه پرسی قرار گرفته و با رأی قاطع ملت

 

بعنوان روش حکومتی کشور ایران معرفی شد.

 

         امام عشق 

 

از همان ابتدای امر و قبل از تشکیل حکومت

 

بحث های داغی در رابطه با موضوعات و محتوای

 

این سیستم حکومتی پدید آمدند که توسط اشخاصی

 

چون "مهدی بازرگان" رهبری می شدند.بیشتر این

 

مباحث حول موضوع ولایت فقیه مطرح می شدند

 

که اهمیت این عنصر را در سیستم جمهوری اسلامی

 

بیش از هر موضوع دیگری نمایان می کند.این مباحث

 

که توسط شهید مطهری-اعلی الله مقامه-دنبال

 

می شدند تا جایی پیش رفتند که ملت مسلمان

 

ایران با گذر زمان،بیشتر از گذشته حول مسئله ولایت

 

متحد می شدند.

 

    شهید مطهری

 

از جمله افرادی که در این مناظره ها نقش فعالی

 

داشت"دکتر عبدالکریم سروش"بود که به طرفداری

 

از سیستم حکومت دینی بحث هایی انجام می داد!

 

ولی بعد از شهادت استاد مطهری-رضی الله عنه-و

 

در زمان حیات حضرت امام-قدس سره الشریف-

 

ناگهان دچار تحولی عظیم شده و قائل به ضعف دین

 

در ادراه حکومت شد!علاوه بر او

 

"آقای مجتهدشبستری"هم قائل به این موضوع شد!

 

 

حال بحث بر سر اینست که این انحراف در سیاست

 

از کجا پیدا شده است؟!و آیا این مورد ممکن است

 

زاییده ی عامل دیگری باشد؟!به نظر نویسنده مقاله 

 

این امر نه حتی ممکن بلکه بسیار محتمل خواهد بود.

 

 

موضوع قابل توجهی که در تحلیل این نوع خاص تفکر

 

از طریق بررسی مصادیق بدست می آید اینست که:

 

 

1-چند سال پیش مطالبی جنجالی از سوی

 

"دکتر سروش" منتشر شد که مهمترین و

 

جنجالی ترین مقاله ایشان،مقاله ای بود حول

 

نحوه ابلاغ وحی.

 

  سروش

 

من باب تذکر خلاصه این مطلب ذکر می شود:

 

الف-قرآن بر قلب پیامبر نازل شده است ولی این

 

نزول,انزال مفهوم بود نه انزال کلمات

 

ب-بعد از نزول وحی به این شکل،پیامبر که مسئول

 

ابلاغ وحی به مردم بود این مفهوم را به شکل اعتباری

 

و کلمات بر زبان جاری کرد

 

ج-عربی بودن قرآن به علت عربی بودن پیامبر است

 

که مفهوم وحی را به زبان خود به مردم انتقال

 

می داد وگرنه قرآن به زبان عربی نازل نشده است

 

با انتشار این مقاله سیل پاسخ ها به سوی

 

"سروش" سرازیر شد که می توان قوی ترین

 

پاسخی که به این شبهه داده شد را از سوی

 

آیت الله جوادی آملی-روحی له الفداء-دانست که

 

طی جلسات تدریس پاسخ این شبهه را ارائه

 

نمودند که بعدها به شکل فصلی از یکی از

 

کتاب های ایشان چاپ شد.

 

       آیت الله جوادی آملی

 

از پاسخ این شبهه-جون موضوع مقاله نیست-

 

می گذریم(البته اگر سوالی باشد در خدمتیم)

 

شایان ذکر است این شبهه نه توسط "سروش"

 

که در قرون پیش توسط ابن تیمیه نیز مطرح شده

 

بود.

 

 

2-"مجتهد شبستری" چندی پیش در یک سخنرانی

 

که در دانشگاه اصفهان برگزار شد مطالبی بیان کرد

 

که خلاصه این مطالب از این قرارند:

 

     محمد مجتهد شبستری

 

الف-پیامبر مانند همه انسان هاست و تفاوتی با

 

آنها ندارد

 

ب-هر انسانی مرتکب خطاهایی در زندگی می شود

 

ج-پس پیامبر نیز از این قانون مستثنی نیست

 

همانطور که در خود قرآن نیز به آن اشاره شده است.

 

این مسئله که بیشتر دستاویز برخی مذاهب اهل

 

سنت است این بار از زبان یک آخوند شیعه مطرح

 

می شد که مستقیما عصمت پیامبر و به تبع آن

 

عصمت اهل بیت را نشانه گرفته بود

 

باز هم از پاسخ به شبهه می گذریم.

 

 

این دو مصداق که شامل دو شبهه در سطح

 

پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله-بودند،از سوی

 

کسانی مطرح می شدند که به نوعی با اصل

 

"ولایت فقیه" یا نفس "حکومت دینی" مشکل

 

داشتند.یادآوری این مطلب خالی از لطف نیست

 

که پیامبر اکرم ولایت جهان اسلام و مسلمین عالم

 

را بر عهده داشتند.

 

 

بررسی دقیق سایر مصادیق دست بالا و دست

 

پایین این نوع تفکر "ضد ولایی" این ایده را به ذهن

 

می دهد که آن انحراف در مذهب و آن شبهه در

 

صدر ولایت سبب این انحراف سیاسی

 

عظیم در سطح ولایت شده است.

 

این موضوع نه تنها مسئله ای استقرایی بلکه

 

توجیه عقلی نیز دارد.زیرا کسی که در ولایت

 

پیامبر اکرم یا ائمه هدی در سطح اعلی شک

 

داشته باشد نمی تواند "ولایت فقیه" را در این سطح

 

بپذیرد.

 

الهی!کفی لی فخرا ان اکون لک عبدا

 

و کفی لی عزا ان تکون لـــی ربــــّــا

 

 

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)،

 

دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم

 

انکار حضرت تا ظهور او می باشد

 

"آیت الله بهجت(اعلی الله مقامه)"به نقل از تابناک.

 

الحمدلله الذی هدانا لهذا...

 

 

التماس دعا...

نوشته شده توسط مسلم در یکشنبه 26 مهر1388 |
واقعا مطلب پر محتواییست حتما مطالعه کنید!

 آیت الله جوادی آملی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسلم در جمعه 3 مهر1388 |